قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
172
درة التاج ( فارسى )
و انساب ، و مذاهب - و اعمار - و بلدان ، و اوطان ايشان . و جون معرفت صحابه - و تابعين - ( و تبع تابعين ) . و اولاد ايشان . و جون معرفت غريب حديث « 1 » - و فقه آن ، و تصحيفاتى كى در متون و اسانيدست « 2 » و جون معرفت جرح - و تعديل ، و صدق محدّث ، و امارات آن ، و خلاف آن . و جون معرفت آنك حديث عالى الاسنادست يا نازل الاسناد « 3 » . يا مسند « 4 » .
--> ( 1 ) - در فن غريب الحديث كتب بسيار تصنيف شده ولى قديمترين كسى - كه درين باب تصنيف ساخته نضر بن شميل است ، و آخرين تصنيف كتاب غاية الآملين تأليف مرحوم حاج ميرزا محمود شيخ الاسلام تبريزىّ است - كه ظاهرا نسخهء آن در آستانهء قدس رضوى ع مىباشد ، و معروفتر از همه مجمع البحرين طريحى و نهايهء ابن الاثير است ( نگاه كنيد به مقياس الهدايه - تصنيف مرحوم الشيخ عبد اللَّه المامقانى چاپ نجف 1352 ص 40 . ( 2 ) - تصحيف در سند . همچون جرير ( جرير بن عبد اللَّه البجلىّ الصحابيّ ) و حريز ( حريز بن عبد اللَّه السجستانى كه از حضرت صادق ع روايت مىكند ) و يزيد - و بريد ، و نظائرش بسيار است ، و تصحيف در متن مانند حديث : من صام رمضان و اتبعه ستّا من شوّال ، كه بعضى بشين معجمه « شيئا » روايت كنند ، و در شنيدن مانند عاصم الاحول كه در شنونده بواصل الاحدب مشتبه مىشود . - گاهى هم تصحيف در معنى واقع مىشود چنان كه ابو موسى محمد بن المثنّى گويد : ما مردمى شرافتمند هستيم ، ما از عنزهايم پيغمبر ص رو بما نماز خواند . حضرت عنزه كه نيزهايست كوتاه ، اندكى از عصا بلندتر ، با خود همراه مىداشتند ، و هنگام نماز آن را پيش روى خود ميگذاردند - تا از مردم راه گذر كه از مقابلش عبور ميكردند در پناه باشند ( و حالا هم معمول است كه اگر مقابل راهى يا كسى نماز بخوانند ، عصا يا چيز ديگر در جلو سجّاده مىنهند ) و ابو موسى چنين وانمود كرد كه حضرت رو ببنى عنزه نماز خواندهاند . ( 3 ) - عالى الإسناد - آنست كه سندش بهم پيوسته - و كم واسطه باشد ، و براى رسيدن بدين منظور پيشينيان ما رنج و مشقّت سفرهاى دور و دراز بر خود هموار ميكردند ، چه هر يك از راويان جايز الخطا هستند ، و هر چند واسطه كمتر باشد خبر بدرستى نزديكتر است ، مع ذلك گاهى حديث نازل برتر از عالى است ، - اگر راوى نازل در حفظ و ضبط و درستى ترجيح داشته - يا پيوستگى آن روشنتر باشد . بهترين اقسام عالى آنست كه بمعصوم يا اقلّا بيكى از پيشوايان حديث از قبيل كلينى و صدوق و شيخ نزديكتر باشد . پس ازين آنكه در زمان سماع مقدم است مثلا حديثى كه از شهيد اوّل از سيد عميد الدين از علّامهء حلّى روايت شده برتر است از حديثى كه از همان شهيد و او از فخر الدين و او از پدرش علامهء سابق الذكر روايت كرده است . زيرا كه : السيد عميد الدّين كه واسطه حديث نخستين بود پانزده سال پيش از فخر الدين وفات كرده است . ( 4 ) - مسند - خبريست كه سند آن از راوى تا پايانش تا بمعصوم بهم پيوسته باشد و غالبا در اخبار نبوىّ ص استعمال مىشود . گفتار يا كردارى كه از اصحاب معصوم بما رسيده بىآنكه به خود معصوم نسبت داده شود موقوف خوانند از قبيل تفسير صحابه على الخصوص در باب سبب نزول آيات قرآن كريم . و گفتهشان كه چنين و چنان ميكرديم بخصوص اگر « در زمان پيغمبر » علاوه كنند . و بهر حال بازگشت موقوف به خود صحابه است و گفتارشان حجّت نيست ، گاهى هم اين قسم بر غير مصاحب معصوم گفته مىشود و درين صورت قيد ميكنند به اين كه وقفه فلان عن فلان . و امّا مقطوع يا منقطع گفتار يا كردارى است - كه از تابعان اصحاب معصوم رسيده باشد بخلاف موقوف - كه از خود اصحاب رسيده بود . و گاهى هم هر دو بيك معنى مىآيند .